تبليغاتX
Cyrus The Great

Cyrus The Great

کوروش و آزادی

تسخیر بــــابل

همانطور که بـه دوردستها می نگریست 
صدایـی را در پشت خود حس کـرد.بـدون
آنکـه بـه پشت برگردد گفت: کیستی؟

-         سرورم شما ایـنجا هستید ، من
« تخمس پـاده » هستم، بی اطلاع رفتید
سرداران بـه دنبـال شما می گشتند.

-    می بینید که سالم هستم ، بازگردید
و بگـویید کــوروش سالم است ، نیــاز بـه
خلوتی بـرای فکـر داشتم،به«دادارشیش»
نیز بگویید، سپاه را پراکنده نکند و همه را
یکجا گردآور تا سپاه دشمن شبیخون نزند.

-         امر ، امر شماست ، به محافظ نیاز ندارید سرورم.

-         نیازی نیست،خود نیز بازگرد و شب را استراحت کن که فردا روز سختی در پیش داریم.

-         اطاعت سرورم.

تخمس پاده برگشت تا به سمت پایین تپه سرازیر گردد ، کوروش به او گفت: تخمس پاده.

-         به گوشم سرورم.

-         از اینکه نگران من هستید ، سپاسگزارم.

-         نیـاز به سپاس نیست ، وظیفه مـا ایـن است کــه شـاه ایـران زمین را از هـر گونـه گزند
احتمالی برهانیم زیرا رهاندن شاه از گزند ، رهاندن ایران از خطر است.

-         شب خوش.

سرداران و تک تک سربازانش را دوست می داشت ، چـه سرداران و سربازانی را بـــرای حفظ
کـردن سرزمیـن ایران و آزادی سرزمینها از ظلم و فسـاد از دست داده بود . همانطور کـه چهره
سردارانش را به یاد می آورد و نـام آنها را بر لب می خواند به یـاد « رشورده» ، مربـی پسرش
کـمبوجیه افتاد ، استادی در سوارکاری و تیـر اندازی و هنرجنگاوری . گویـا خاطرات نمی خواهند
امشب او را آزاد گذارند و دست از سر ذهن خسته او بردارند....

برروی ادامه کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایران (بهرنگ)  | 

تسخیر مستعمرات یونانی

مردم لیدی بسیار از جان و مال خود بیمناک بودند و صد البته چه فکر بیهوده ای . آنها نمی دانستند که کوروش برای چپاول مال و جان آنها نیامده است، او در زندگی هدفی والاتر از چپاول سایر اقوام را دنبال می کند. او دوستدارپیشرفت همه قومها در زیر یک پرچم واحد است.

سه روز پس از تسخیر کامل لیدی جارچی ها

در سرتا سر لیدی امان بودن مردم را جار زدند

و به آنها ندا دادند که کوروش به هیچ کس کاری

ندارد و همه در زیر سایه قدرت کوروش بزرگ در

امان هستند. سپس شورایی از فرماندهان را در

دربار کرزوس تشکیل داد.

 صبحگاه روز بعد مشخص گردید کوروش بزرگ با مشورت میان سردارانش چه تصمیمی گرفته است.ابتدا گروهی از سپاهیان ارشد و زبده خود را به فرماندهی گشتاسپ هزاره پاتیش خود ( هزاره پاتیش به فرمانده هزار سرباز می گفتند)  همراه کرزوس و خانواده اش راهی کرمان نمود و قبل از حرکت آنها پیکی را به سمت کرمان فرستاد تا شرایط استقرار کرزوس را فراهم سازند....

برروی ادامه کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایران (بهرنگ)  |